آخرین خدا نگهدار
گريه كردم ‚ گريه كردم اما دردم نگفتم
تكيه دادم به غرورم ‚ تا ديگه از پا نيفتم
چه ترانهبي اثر بود ‚ مثل مش زدن به ديوار
اولين فصل شكستن ‚ آخرين خدانگهدار
دس تكون دادن آخر توي اون كوچه ي خلوت
بغض بي وقفه ي آواز ‚ واژه هاي بي مروت
بوته ي ياس ديگه اون
عطري كه دوس داشتي نداد
كوچه ي آشتي كنونم
دلا رو آشتي نداد
من به قله مي رسيدم ‚ اگه همترانه بودي
صد تا سد رو مي شكستم ‚ اگه تو بهانه بودي
با تو پيسوز ترانه يه چراغ شعله ور بود
لحظه ها چه عاشقانه ‚ قاصدك چه خوش خبر بود
كوچه ها بدون بن بست آسمون پر از ستاره
شبا بي هراس خنجر ‚ واژه ها شعر دوباره
بوته ي ياس ديگه اون
عطري كه دوس داشتي نداد
كوچه ي آشتي كنونم
دلا رو آشتي نداد
یغما گلرویی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 16:22  توسط شراره
|
