تبليغاتX
رز سوخته -

رز سوخته

.....ما به اینجا نه پی حشمت و جاه آمده ایم....... از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

 

سلام........

بعد از یه غیبت صغری بازم اومدم........ اومدم باز حرفی بزنم و برم........

 

 شب شد

 

خورشيد رفت

 

آفتابگردان عاشق به دنبال آفتاب آسمان را جست و جو می کرد

 

ناگهان ستاره ای چشمک زد !

 

آفتابگردان سرش را به زير افکند

 

گلها خيانت نمي کنن!!!

 

فقط تنها خواهشی که دارم اینه که خواهشا شعرایی که میذارم ......... حرفایی که میزنم ........ داستانک هام رو به حساب یه عشق از دست رفته یا چه میدونم یه شکست عاطفی نذارین ............

                        

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 18:55  توسط شراره  |