غم و .....
بنازم غیرت غم را دمی نگذاشت تنهایم
برایم هر دمی اورد با خود همدمی دیگر
ز بس از غم وفا دیدم شدم شرمنده آن هم
خدایا خجلت غم هم برایم شد غمی دیگر
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1384ساعت 16:54  توسط شراره
|
.....ما به اینجا نه پی حشمت و جاه آمده ایم....... از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم
برایم هر دمی اورد با خود همدمی دیگر
ز بس از غم وفا دیدم شدم شرمنده آن هم
خدایا خجلت غم هم برایم شد غمی دیگر